خواجه نصير الدين الطوسي
39
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
تصوّر سيزدهم در انواع علوم چون ضرورى و نظرى و تعليمى و تأييدى علم ضرورى كه آن را بديهى خوانند آن است كه ادراك آن بوهم و حسّ و خيال توان كرد و در آن باستعمال فكر خود محتاج باشد نه بتعليم غير ، مثلا چون علم كلّ و جزو كه ببديههء حال دانند كه كلّ از جزو بزرگتر است ، و آنكه از پيشان خانه تا بدرگاه هم [ 34 ] چندان كه از درگاه تا به پيشان بر عاقل يك معنى و بر جاهل دو مىنمايد ، مثلا درياها خون نشده است و كوهسار زر نشده است ، مثلا آنكه يك چيز در يك وقت در دو مكان نتواند بود ، امّا در وقت شايد كه باشد و علم نظرى آن است كه در آن با بديههء عقل باستعمال فكر خود محتاج باشد ، مثلا اوّل نظر كنند تا بدانند كه خلق نبود پس ببود و ديگر بار نظر كنند تا بدانند كه بودن او نه به اختيار او بود ، اگر بودن او به اختيار او بودى هر كمال و مطلوب و مرتبهء كه او را بايستى با او برابر آفريده شدى و او اثركننده بودى نه اثرپذير و متصرّف احوال خود بودى به آنچه خواستى و هر اثرى كه پذيرفتى به اختيار خود پذيرفتى ، و ديگر بار نظر كنند تا بدانند كه نه چنين است و او اثرپذير است نه اثركننده و متصرّف احوال خود نمىتواند بود ، البته او را در هر اثرى كه او مىپذيرد هيچ اختيارى نيست ، و ديگر بار نظر كنند تا بدانند كه آن اثر كه او مىپذيرد از غير اوست و اگر آن غير نيز ، همچون او اثرپذير باشد و آن ديگر همچنين الى ما يتناهى متسلسل شود و هرگز بفيصل نرسد و ديگر بار نظر كنند تا بدانند كه بضرورت بايد كه نهايت